تبليغاتX
دست نوشته ها
خدایـا سـلام/ نویسنده: ابراهیم رها

خدایا سلام، نوکرتم! خدایا می شه لطف کنی از طریق یکی از ملائکت یا از طریق یکی از مقربین درگاهت به ما بگی چرا وضع ما اینطور شد؟ (ملائک مرتبط با عذاب و وحشت رو نگفتم. خودمون اینجا حسین شریعتمداری داریم!) خدایا ما که گلدونا رو آب دادیم، سلام همسایه رو جواب دادیم، آخه چرا احمدی نژاد؟! خداوندا، بارالها، من شخصا چند بار چهار سال اخیر زندگیم رو مرور کردم. البته معصیت زیاد داشتم اما نه به اندازه ای که عقوبتش دولت بعد از نهم باشه! الهی من که اکثر روزها توی صندوق صدقات پول میندازم، راستش اینکه اغلب هم عمل نمیکنه، اما روزی که صادق محصولی برای وزارت رفاه انتخاب شد جدا حیرت کردم. خدا جان از شوخی و جوک گذشته اکه واقعا سیستم صدقه عمل نمیکنه، یا بده دیجیتالش کنن یا بگو همه این صندوق های عهد دقیانوس رو جمع کنن، پول ملت هدر نره. خدای مهربان، این همه لطف، این همه کرم،این همه محبت،... ،به ما که رسید شایعه شد؟! یعنی جدا حق ما احمدی نژاده؟! باور کن امروز فرداست که مثل شخصیت سعید در فیلم «از کرخه تا راین» برم کنار یه رودی، کانالی، جوبی! داد بزنم خدایا چرا با ما؟ چرا اینجا، چرا حالا؟ خدایا میدونی یه گردان بره راهپیمایی 13 آبان، نفر برگرده یعنی چی؟ میدونی نفر بره کهریزک، میّت برگرده یعنی چی؟! خدایا اگه چهار روز دیگه این طرح جر خوردگی اقتصادی (حذف یارانه ها) انجام شد، خودت جواب بنده هاتو میدی؟! خدا جان یه بار خیلی جدی با این رئیس دولت بعد از نهم برخورد کن. چه میدونم بگو بره با ولیش بیاد. ببین اصل داستان چیه آخر؟ خدایا دوستانه دارم بهت میگم تکلیف این رحیم مشایی رو هم تا دیر نشده مشخص کن. پس فردا اکه ادعا کرد خود توئِه، گله نکنی که ای بنده من چرا به من اطلاع ندادی. راستش اینجور که بوش میاد چند وقت دیگه از این ادعاها میکنه بعد جو میگیرتش، حکم میده نه کره زمین که مدیریت کل منظومه شمسی رو میسپره به احمدی نژاد! بعد تصور کن زندانی های سیاسی باید بیان جلوی دوربین، مسئولیت تحرکات کیهانی اطراف زحل رو به عهده بگیرن. یا سفینه میسازن برن توی پلوتون لباس شخصی پیاده کنن! یا پس فردا بچه های روزنامه نگار می گن ما توی بند ۲۰۹ اوین با موجوداتی که هشت تا چشم داشتن پنج تا کله، هم بند بودیم! خدایا، خدای من، نمیگم دست ما رو بگیر که همیشه گرفتی، دست ما رو ول نکن. ما بشریم. ضعیفیم. تحمل نداریم، ما را به عقوبت احمدی نژاد میازما. خدایا، بارالها، ای جبار منتقم، مگذار آه مظلومانه این ملت در اعلاء درجات عرش همین جوری گیج بزنه! خودت داد ما بستان. خدایا حال من خوب نیست. حال این ملت خوب نیست. خودت برای ما دعا کن! یا رب العالمین

نوشته شده در پنجشنبه دهم دی 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |

یا حسین

تو غریبتر بودی یا ما؟ یا حسین چگونه است که همه خونخواه تو اند؟

یا حسین تو مظلوم تری یا ما؟ یا حسین کربلا خونین تر بود یا عاشورای ما؟

حسین مگر تو نگفتی اگر دین ندارید آزاده باشید؟ مگر تو کشته نشدی تا ما زنده باشیم؟

چه شد؟ پرچم تو در دست کیست؟


نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |
برایم دعا کنید تا از قفس افکارم ، از منجلاب خویشتن خویش رهایی یابم!




نوشته شده در جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |
تاریکی شبها

سپیدی روزها

چیست جز بهانه خواب و بیداری!

نمی دانم

وسوسه زندگی ، بندگی ، بردگی ، عاشقی!

و تکرار بیهودگی!

و نشخوار دوستت دارم ها


نوشته شده در جمعه بیستم آذر 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |
در این سرمای زمستان

آغوش گرم تو را کم دارم!

نوشته شده در سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |


"Eat You Alive"

Hey you Mrs I dont know what the fuck your name is
Im drawn to you somethings magnetic here
If I could approach you or even get close to the scent that you left behind Id be fine
No doubt that (no doubt) you bring out (bring out) the animal inside

I'D EAT YOU ALIVE!!!! i'd eat you alive.....
I'D EAT YOU ALIVE!!!! i'd eat you alive.....

Hey you, Mrs. too-good-to-look-my-way and that's cool you want nothing at all to do with me.
But I want you, ain't nothing wrong with wanting you cause I'm a man and I can think what the hell I want, you got that
straight?
No doubt that (no doubt) I'd love to (I'd love) sniff on them panties now....

I'D EAT YOU ALIVE!!!! i'd eat you alive.....
I'D EAT YOU ALIVE!!!! i'd eat you alive.....

I'm sorry. So sorry (damn, you're so hot!!)
Your beauty is so vain (damn, you're so hot!!)
It drives me, yes it drives me (damn your so hot) absolutely insane

I just want to look at you
I just want to look at you, look at you all day
I just want to look at you, I just want to look at you all day
There ain't nothing wrong, no. There aint nothing wrong with that

Once you seep in (once you seep in) under my skin (under my skin)
Theres nothing, theres nothing in this world that could wash you away

Once you seep in (once you seep in) under my skin (under my skin)
Theres nothing, theres nothing in this world that could wash you away.....

I'm sorry. So sorry (damn, you're so hot!!)
Your beauty is so vain (damn, you're so hot!!)
It drives me, yes it drives me(damn your so hot) absolutely insane

I'D EAT YOU ALIVE!!!! i'd eat you alive.....
I'D EAT YOU ALIVE!!!! i'd eat you alive.....
I'D EAT YOU A-LIVE!
  limp bizkit

نوشته شده در جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |

عشق بهتر است یا ثروت؟  

خیلی جالبه واسه پرسش به این مهمی تا حالا فقط 3 نفر نظر دادن!!!

نوشته شده در شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |
نشد تا در آغوشت احساس خوشبختی کنم

نشد با بوسیدنت احساس خوشبختی کنم

نشد با بوییدنت احساس خوشبختی کنم

نشد با لمس تنت احساس خوشبختی کنم

نشد تا که با دیدنت احساس خوشبختی کنم

نشد ...!

نشد تا ببینم تورا

خفته در آغوش خود نیمه شب.



نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |
یکی از دوستان چند روز قبل مطلبی رو در وبلاگش گذاشته بود وآخرش هم نوشته بود کاش کسی منو نمی شناخت تا هر چی دلم میخواست می نوشتم . جالبه که ما تا این حد اسیر سانسور هستیم که دیگه خودمون هم خودمون رو سانسور می کنیم.

دوست خوب من راحت باش آزاد خودت باش هر چی می خوای بگو !

اگه وقتی مخاطب تو رو بشناسه حرف بزنی مهمه نه اینکه با اسم مستعار بگی !

امیدوارم همیشه آزاد باشی و رها از این حصار خود ساخته.


نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |
محبت ست که زنجیر می شود گاهی!

نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت توسط حسن ابراهیمی| |